السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

28

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

اقدام به عمل مىشود ؛ و به خاطر دارم كه براى اثبات اين مدعا مطالبى مفيد را بيان مىفرمودند . اين جانب مىگفتم : اگر اراده كه عبارت است از اشتياق ، جريان شديدى از ميل براى وصول به هدف بوده باشد ، تصميم نوعى عمل و فعاليت مغزى يا روانى است كه اقدام به عمل معلول آن است ، و ممكن است در جريان اراده ، شخصيت دست به كار نشود ، در صورتى كه تصميم بدون نظاره و سلطهء شخصيت به وجود نمىآيد . و هر اندازه كه اين نظاره و سلطه ادامه پيدا كند ، اختيار در كار ادامهء بيشترى خواهد داشت . خاطرهء دوم : تواضع بىاندازه در يكى از سالهاى اخير به قم مشرف شده بودم ، به قصد ديدار ايشان به منزلشان رفتم . در خانه را زدم ، پيرمردى در را باز كرد ، گفتم : آقا تشريف دارند ؟ گفتند : بله ، گفتم : به ايشان عرض كنيد اگر حالشان مساعد باشد ، به خدمتشان برسم . آن شخص رفت و برگشت و در يك اطاق را باز كرد . من وارد شدم ، اطاق فرش نداشت ، همانجا نشستم . مرحوم علامه آمدند و پس از سلام و احوالپرسى گفتند : چون در حال تشرف به آستان قدس هستم ، لذا فرش‌هاى اطاق را جمع كرده‌ايم . اين مطلب را گفتند ، و سپس گفتند بروم يك قاليچه بياورم و بيندازم كف اطاق تا بنشينيم ؛ و خواستند بروند كه من با نرمى دستشان را گرفتم و گفتم هيچ احتياجى به قاليچه نيست و عبا را از دوش خود برداشتم و پهن كردم و گفتم بفرماييد روى عبا هم مىتوانيم بنشينيم . آن انسان وارسته با يك قيافهء ملكوتى كه هرگز از ياد نمىبرم ، فرمود : در اين موقع عمرم درس آموزنده‌اى به من تعليم دادى . من عرض كردم اين جملهء هشداردهندهء جنابعالى بسيار بسيار آموزنده‌تر و سازنده‌تر از آن بود كه من عرض كردم . و سپس نشستيم و لحظاتى به گفتگو پرداختيم كه هرگز عظمت آن لحظات را فراموش نخواهم كرد . پس از آن ملاقات به ديدار ايشان نائل نشدم . رحمة اللّه عليه .